نمی از یم رمضان/11
29 بازدید
مصاحبه کننده : خبرگزاری نسیم
نحوه تهیه : فردی
تاریخ نشر : Jul 20 2013 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

نمی از یم رمضان/11

تاريخ :

۱۳۹۲/۴/۲۹

- ساعت : ۳۴ : ۱۴ - گروه : فرهنگي - حوزه : دين و انديشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/11- فسق به معنای خروج از دایره اطاعت حق است؛ انسان فاسق، دستور خدا را می‌داند اما عمدا گناه انجام می‌دهد/ یاس از رحمت الهی از جمله گناهان کبیره است، بنده خدا هیچ گاه از رحمتش مایوس نمی‌شود؛ هر چه بیشتر بنده باشیم، امیدمان بیشتر می‌شود

عكس

متن حجت الاسلام محمد امین پورامینی در گفتگو با خبرنگار «نسیم»، به شرح دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان پرداخت که در ادامه تقدیم می شود:


بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین».
خدایا برای من در این روز احسان ونیکوکاری را دوست گردان و فسق وگناه را ناپسند دار، و خشم و سوزندگی را بر من حرام کن، به یاری ات ای داد رس دادخواهان.

در این دعا تکیه بر سه جهت شده است:
1)احسان و نیکوکاری؛ از خداوند درخواست میکنیم که انجام کارهای نیک را در دل ما بیندازد.
2)گناه؛ ناخوش داشتن فسق و فجور.
3)خشم خدا؛ برحذر بودن از انجام کاری که موجب خشم خدا ودوزخ رفتن ما گردد.

در فراز اول این دعا می خوانیم:«اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ» خدایا در این روز برای من احسان و نیکوکاری را محبوب کن، یعنی کاری کن که انجام آنها را دوست داشته باشم.
خداوند در قرآن کریم سوره نحل آیه 90 می فرماید:« إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون‏» « همانا خدا به دادگرى و نیکوکارى و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‌دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز مى‌دارد. به شما اندرز مى‌دهد، باشد که پند گیرید.»
انجام دادن احسان و نیکوکاری در حقیقت پیاده کردن فرمان خدا است؛ اخلاق اسلامی وانسانی ایجاب میکند که بصورت خودکار، کار راه انداز باشیم، از مشکلات مردم گره گشایی کنیم، تا آنجا که حتی آبروی خود را گرو بگذاریم تا مشکلات مردم حل شود.
به عنوان نمونه در ادارات شاهد هستیم زمانی که برای ارباب رجوع مشکلی پیش می آید با این پاسخ مواجه می شود که این مشکل شما است؛ این گونه سخن گفتن با اخلاق و منش اسلامی سازگار نیست. اگر شاهد هستیم که فردی گرهی در کار وی هست وبرایش مشکلی ایجاد شده است هنر آنست که گره را بگشاییم نه آنکه نمک بر زخم او بپاشیم.
کمک به بیماران صعب العلاج، انجام کارهای عام المنفعه مثل ساخت مسجد، حسینیه، مدرسه ، بیمارستان، درمانگاه، آسایشگاه، کمک به از دواج جوانان، حمایت از خانواده های بی سرپرست، کمک هزینه دانشجویان و.. همه از مصادیق احسان و نیکوکاری است.
همچنین در سوره بقرة آیه 195 آمده است که خداوند نیکوکاران را دوست دارد:«وَ أَنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین‏» «و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت نیندازید، و نیکى کنید که خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد» معلوم می شود که راه نجات از هلاکت انفاق وکمک مالی در راه خدا است.
کسی که در پی احسان ونیکی به دیگران باشد خود وی نیز از احسان و نیکی دیگران در حق خود وفرزندانش بهره خواهد برد؛ اگر دوست داریم دیگران هم با ما به نیکویی برخورد کنند خود نیز باید اهل نیکی کردن به دیگران باشیم؛ خداوند می فرماید« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسان»‏ (الرحمن:60) مگر پاداش نیکی جز به نیکی است؟
امام علی (ع) می فرماید: « نیکوکاری کن اگر دوست داری دیگران با تو نیکوکاری کنند.»
از مصادیق نیکوکاری با زبان خوش سخن گفتن است؛ خداوند در این باره می فرماید:« وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی‏ إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ » (بقره:83) « و [به یاد آرید] آنگاه که از فرزندان اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداى را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و تهیدستان نیکى کنید و به مردم سخن خوش و نیک بگویید و نماز را برپا دارید و زکات بدهید. سپس جز اندکى از شما پشت کردید در حالى که [از حقّ‏] رویگردان بودید.»
امام صادق(ع) می فرماید: « همان گونه که دوست دارید مردم با شما سخن بگویند با مردم صحبت کنید.»
از مهم ترین و بهترین مصادیق احسان، نیکی کردن به پدر و مادر است؛ تعظیم کردن پدر و مادر محبت کردن به آنان از مصادیق احسان به پدر و مادر است.
در زمان امام صادق(ع) جوانی مسیحی به دین اسلام مشرف شد اما مادر وی به آیین مسیحیت باقی مانده بود و مسلمان نشده بود؛ جوان به حضور امام صادق (ع) رسید و عرض کرد: من اسلام آورده ام اما مادرم هنوز به آیین مسیحیت باقی مانده است؛ وظیفه من در قبال وی چیست؟ و رفتار من باید چگونه باشد؟
امام صادق(ع) در پاسخ فرمود:« احسان و احترام به مادرت را بیشتر کن.» جوان تازه مسلمان شده احترام بیشتری به مادر گذاشت و خدمت رسانی افزون تری کرد. مادر از وی پرسید: برخورد تو با من خوب بود؛ اما الا چرا بهتر شده است؟
جوان توصیه امام صادق(ع) را برای مادرش بازگو کرد؛ مادر با شنیدن این دستور گفت: اگر اسلام این است پس من هم مسلمان می شوم، و مسلمان شد و با دین اسلام از دنیا رفت.
امام صادق(ع) به عنوان رئیس مذهب حق به ما آموختند که راه جذب دیگران به دین نیکوکاری است ؛ بنابراین با خوش رفتاری و اخلاق نیکو می توانیم زمینه هدایت باشیم.
در فراز بعدی آمده است : «وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ» ودر آن خارج شدن از دایره بندگی وانجام گناه را بر من ناخوش وناپسند دار.
برخی گناه رادوست دارند اما انجام نمیدهند، اما بعضی دیگر اصلا گناه را ناخوش میدارند و از آن کراهت دارند، و این بستگی به درجه معرفت آنان دارد.
در داستان حضرت یوسف(ع) شاهد آن هستیم که ایشان در زندان بودن را بیشتر خوش می دارد تا تن دادن به پیشنهاد آنان وارتکاب معصیت را. « قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنی‏ إِلَیْهِ »‏ (یوسف:33) (یوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا بسوى آن مى‏خوانند.»
یعنی انسان به حدی برسد که کثافات گناه و آلودگی را دوست نداشته باشد؛ چنانچه خوردن مال حرام خوردن آتش بداند، همانند کسی که مال یتیمی را بخورد که خداوند در سوره نساء آیه 10 در باره وی می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیراً» «همانا کسانى که مالهاى یتیمان را به ستم مى‏خورند جز این نیست که در شکمهاشان آتشى فرومى‏خورند و زودا که به آتش افروخته دوزخ در آیند.»، ویا آنکه انسان مال مخلوط به حرام و خمس داده نشده را آلوده ببیند و در آن تصرف نکند.
لحظه ارتکاب گناه لحظه بسیار حساسی است، تنها یک آن و یک تصمیم نتیجه را عوض می کند، ابن سیرین جوانی بود که در خانه ای گرفتار شد و زنی از او خواست که با وی درآمیزد، وی برای نجات از گناه خود را به نجاسات و کثافات خانه آلوده کرد تا به گناه آلوده نشود، تن را آلوده ساخت تا روح در پاکی بماند. صاحب خانه وقتی که وی را چنان دید او را از خانه بیرون انداخت، بعد از این ماجرا خداوند به وی دو چیز داد: 1- بوی خوش، بگونه ای که بدون آنکه عطری بزند از هر جا که می رفت مردم از بوی خوش او می فهمیدند که ابن سیرین در حال گذر است! 2- دانش تعبیر وتفسیرخواب، تعبیر خواب ابن سیرین معروف ومشهور است.
فسق به معنای خروج از دایره اطاعت حق است. انسان فاسق دستور خدا را می داند اما عمدا گناه انجام میدهد. تراشیدن ریش برای مردان فسق است چرا که می دانند حرام است اما انجام می دهند، و چون مقابل دید دیگران است بدتر است. مردان وجوانان نباید صورت خود را از ته زنند، می توانند با نمره دو بزنند ومرتب کنند، آخر باید فرقی بین چهره مرد وزن باشد، ویا حجاب برای بانوان، که همه میدانند ولی چه بسا عده ای رعایت نکنند، این هم گناه علنی وفسق و خروج از دایره اوامر الهی است. می دانید که کسی که در دادگاه گواهی وشهادت می دهد باید عادل باشد، یعنی فاسق نباشد.
بهر حال همه یکسان نیستند، خداوند در سوره سجده آیه 18 می فرماید:« أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُون» «آیا کسى که باایمان باشد همچون کسى است که از فرمان خدا بیرون رفته است؟! نه، هرگز برابر نیستند». بنابراین در این فراز از دعا «وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ» می خوانیم که خدایا کاری کن خروج از دایره بندگی را بد بدانیم و گناه را ناخوش بداریم.
در مستدرک سفینه البحارج 7 ص263 حدیثی در موضوع انجام گناه آمده است؛ روزی فردی خدمت امام حسین(ع) میرسد و عرض میکند من فردی گناهکار هستم چگونه گناه را ترک کنم؟
امام حسین(ع) در جواب وی می فرماید: 5 چیز را تو انجام بده بعد هر گناهی خواستی مرتکب شو.
اول ؛ روزی خدا را نخور
دوم؛ از ولایت خدا خارج نشو
سوم؛ مکانی را پیدا کن که خداوند تو را نبیند
چهارم؛ زمانی که ملک الموت برای قبض روح تو آمد مانع شو
پنجم؛ زمانی که میخواهند داخل آتش جهنم ات کنند تو را داخل نشو.
اگر از عهده انجام این کارها بر آمدی گناه کن!
در فراز بعدی از خداوند می خواهیم :« وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.» و خشم و سوزندگی را بر من حرام کن به یاری ات ای داد رس فریاد رسان .
خشم و غضب خداوند و سوزندگی آتش جهنم یاد آور معاد جسمانی است زمانی که با بدن های خود در روز معاد حاضر می شویم؛ در سوره مبارکه یس آیات 78- 79 آمده است : « وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمیمٌ قُلْ یُحْییهَا الَّذی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلیمٌ» «و براى ما مَثَلى زد- در زنده ‏کردن مردگان- و آفرینش خود را فراموش کرده گفت: کیست که استخوانها را در حالى که پوسیده و خاک شده زنده مى‏کند؟ بگو: همان [خداى‏] که نخستین بار آفریدش زنده‏اش مى‏کند، و او به همه آفرینش- یا آفریدگان- داناست.»
این آیه اشاره به معاد جسمانی دارد؛ ما تحمل آتش دنیا را نداریم تا چه رسد به آتش آخرت. امام زین العابدین (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی به آتش جهنم اشارات فراوانی شده است. خدایا من را از آتش خشم ات دور کن که خشم و غضب تو شامل حال من نشود ای فریاد رس فریاد رسان.
دایره بندگی حالت ما بین خوف و رجاء است؛ مومنان باید بترسند و خوف داشته باشند که تمام این ها حق است. ائمه معصومین (ع) از خوف خدا در این موارد گریه می کردند و بیهوش می شدند چرا که درک آن بزرگواران بالا است.
از سوی دیگر مایوس بودن گناهی بزرگ است؛ هرچه بیشتر بنده باشیم امید بیشتر است. تا زمانی که در دنیا هستیم فرصت داریم توبه کنیم .
هرکس خود را بهتر از دیگران می شناسد، نمی توانیم خودمان را گول بزنیم ، در آیات 13 و14 سوره قیامت می خوانیم: « بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَةٌ وَ لَوْ أَلْقى‏ مَعاذیرَهُ» «بلکه آدمى بر نفس خویش بیناست- که چه کرده و چه مى‏ کند- هر چند که عذرهاى خود را [بر گناه‏] در میان آرد.»
هاء در واژه بصیره اشاره بر مبالغه دارد، یعنی هرکس خودش را بهتر می شناسد. بنابراین ما خودمان بهتر می دانیم که چه وضعیتی داریم.

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=570633

آدرس اینترنتی