نمی از یم رمضان/7
21 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
نحوه تهیه : فردی
تاریخ نشر : Jul 16 2013 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

تاريخ : ۱۳۹۲/۴/۲۵ - ساعت : ۴۱ : ۱۲ - گروه : فرهنگي - حوزه : دين و انديشه -

نمی از یم رمضان/7- ذکر کثیر و یاد فراوان خدا بدان معنا است که هیچ جا و زمانی را از حضور خداوند خالی نبینیم، و او را پیوسته ناظر بر اعمال و رفتار خود ببینیم/ غرق شدن حاکمان و ملت‌ها در منجلاب لغزش وگناه، رمز سقوط و تباهی آنها است

عكس متن حجت الاسلام پورامینی در شرح دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان به خبرنگار «نسیم»، گفت:
بسم الله الرحمن الرحیم

«اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ، وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ، وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ، بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین».
خدیا در این روز به من کمک کن تا این که بتوانم روزه و نماز آن را به پا دارم، و من را از لغزش و گناه دور کن، و یاد پیوسته ات را به من روزی کن، به توفیق ات ای هدایت گر گمراهان .

در دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان بر چند مسئله اشاره شده است.
1) روزه
2) نماز
3) دوری از لغزش و گناهان
4) یاد پیوسته الهی و ذکر خداوند.

«اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ» خدایا من را کمک کن تا در این روز روزه بگیرم.
یک ویژگی خاص روزه دارد که عبادات دیگر ندارند؛ درجه خلوص روزه به مراتب بیشتر از اعمال دیگر است.
علت این موضوع آن است که روزه یک امر عدمی است، بدان معنا که انسان باید یک سری از امور را ترک کند. آب نخورد؛ غذا نخورد و... چون انجام ندادن در روزه محوریت دارد و آن یک امر عدمی است بنابراین جنبه ریا و شرک در آن نیست و یا بسیار کمتر است، و روزه نسبت به سایر عبادات از خلوص بیشتری برخوردار می شود.
بقیه عبادات یک بروزی دارند و ممکن است شیطان در آن دخالت کند و قصدها و نیتها را خراب کند و درصد خلوص آن را کم کند. در حدیثی قدسی درباره روزه روایت شده است:« روزه برای من است و پاداش روزه من هستم (ویا من خود پاداش روزه را می دهم)»(من لایحضره الفقیه2/75)
روزه اختصاص به امت رسول خدا (ص) ندارد و امت های پیشین هم روزه میگرفتند و اصل روزه برای آن ها وجود داشته است. همچنانکه خداوند در سوره مبارکه بقره آیه 183می فرماید:« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون‏» ای مؤمنان! روزه بر شما نوشته شده است همچنان که بر امت های پیشین واجب شده بود، باشد که پرهیزکار شوید. در نتیجه روزه که یک واجب دینی است پیشینه تاریخی در بین امت های سابق دارد که بر ایشان نیز روزه واجب بوده است، واثر روزه کسب تقوی وپرهیزکاری است.
انجام روزه توفیق بزرگی است، به همین دلیل از خداوند درخواست میکنیم: «اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ» خدایا کمکم کن که روزه بگیرم، روزه به علت آنکه بر مبنای ماه قمری است در فصول سال گردش میکند. گاه در تابستان است و گاه در زمستان. در تابستان ساعات روزه بیشتر است و گرمای بیشتری را باید روزه داران متحمل شوند اما در هر شرایط بنده باید بندگی کند.
بعد نوبت به انجام عبادت ونماز است، می خوانیم: « اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ» خدایا در قیام این روز به من کمک کن. قیام به معنای عبادت وشب زنده داری ونماز است؛ نمازی که بر اساس روایات ما پایه دین و مایه نزدیک شدن هر انسان پرهیزکار است (الکافی3/265)، اگر نماز پذیرفته شود بقیه اعمال نیز قبول واقع می شود، وگرنه نه (المقنع شیخ صدوق/73).
شرط قبولی و پذیرش بقیه اعمال نماز است؛ نماز بسان کد ورمز ورودی است که تا آن را وارد نکنند نمی توان وارد برنامه شد. همانگونه که هر شهرستانی کدی دارد و با گرفتن آن شماره می توان متصل شد؛ اعمال و عبادات نیز کدی دارند و آن انجام نماز است.
آن قدر نماز اهمیت دارد که فرموده اند کسی که در حال غرق شدن است و نماز وی در حال قضا شدن است، حتی اگر باندازه یک الله اکبر گفتن واشاره پلک چشم باشد باید نماز خودش را بخواند. این موضوع اهمیت نماز را نشان میدهد که حتی در حالت غرق شدن نیز انسان باید نماز خویش را ادا کند.
در هیچ حالتی نماز ترک نمی شود؛ اگر از انسان فوت شد باید قضای آن را بخواند؛ واگر از دنیا برود باز باید برای وی قضا کنند.

در فراز دوم دعا آمده است: «وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ» من را از لغزش ها و گناهان دور بدار. اگر انسان گناهان خویش را جبران نکند سقوط میکند و سرنوشت بدی برای انسان رقم میخورد، چرا که گناه آثار بدی را برای انسان به جا می گذارد. رمز سقوط ملتها وحاکمان ستمکار را باید در این نکته یافت که وقتی حاکمان و ملتها غرق در منجلاب لغزش وگناه شوند سرانجامی جز سقوط وتباهی نخواهند داشت.

در فراز آخر دعا آمده است:«وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ، بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین» خدایا یاد وذکر پیوسته ات را روزی ام کن، که همیشه به یاد تو باشم؛ یاد همیشگی بسیار مهم است؛ ذکر تنها لقلقه زبان نیست، گرچه اذکار وارده وتکرار آن مهم است، بحث در این است که انسان در هیچ حالتی خدا را فراموش نکند؛ یعنی هرکس در هر حالی که هست خدا را شاهد و ناظر بر اعمال خود بداند.
امام خمینی جمله معروفی دارند که عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید. توجه به این نکته ذکر ویاد پیوسته خداوندی را به همراه دارد، خداوند در سوره منافقون آیه 9 می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُون‏» اى کسانى که ایمان آورده‏اید، مالها و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند، و هر کس چنین کند- به سبب مال و فرزند از یاد خدا باز ماند- آنان خود خاسر وزیانکارند. خاسر به کسی گفته می شود که اصل سرمایه را از دست می دهد، گاه در معاملات سرمایه انسان کم می شود، به این ضرر می گویند، ولی گاه شخص اصل سرمایه را از دست می دهد، که به وی خاسر می گویند.
امیرالمومنین(ع) می فرماید: «ذکر مایه لذت انسان های محب خدا است» (غرر الحکم42/721)، انسان های محب ودوست دار خدا وقتی که ذکر می گویند لذت می برند».
خداوند در سوره انسان آیه 25 می فرماید: «وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَ أَصیلا» ونام پروردگارت را بامدادان وشامگاهان یاد کن.
همچنین در سوره مبارکه احزاب آیه 41 می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیرا» ای کسانی که ایمان آورده اید، خدای را بسیار یاد کنید.
انسان با ایمان در خفا وجلا، در پنهان وآشکار به یاد خدا است؛ در خفا یعنی جایی که هیچ کس در آن نیست باز خدا را شاهد و ناظر می بیند. گاه یک امضای نابجا انسان را جهنمی می کند.
ذکر کثیر و یاد فراوان خدا بدان معنا است که هیچ جا و زمانی را از حضور خداوند خالی نبینیم، واو را پیوسته بیننده خود ببینیم. امیر مؤمنان(ع) می فرماید: « کسی که خدا را در پنهانی یاد کند این خدا را بسیار یاد کرده است.» (دعوات راوندی/20).
در ادعیه این گونه از خداوند درخواست میکنیم: «از تو می خواهیم که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و مرا از کسانی قرار بده که فراوان به یاد تو می باشند و پیمان تو را نمی شکنند» (بحار الانوار91/99).
امام صادق(ع) تسبیح حضرت فاطمه زهرا(س) را نیز از مصادیق ذکر کثیر دانسته است (الکافی2/500). ترغیب بسیاری بر این ذکر شده است.

در پایان دعا می خوانیم:« بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین». در این دعا از خدای بزرگ انجام روزهٰ وشب زنده داری وعبادت ودوری از لغزش ها و گناهان را درخواست کردیم؛ اما تمام این ها بدست نمی آید مگر با عنایت وتوفیق الهی. یعنی خداوند ما را در مسیری قرار دهد که گام خویش را در آن نهیم واز عنایت های ویژه اش برخوردار باشیم، بنابر این در فراز آخر دعا می خوانیم :« بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین» با توفیق و تایید تو ای کسی که هدایت گر انسان های گمراه هستی. چرا که غیر از خداوند متعال چه کسی می تواند دست ما را بگیرد و سبب هدایت ما بشود؟

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=568706

آدرس اینترنتی