نمی از یم رمضان/4
22 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
مصاحبه کننده : خبرگزارى نسىم
نحوه تهیه : فردی
تاریخ نشر : Jul 13 2013 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

تاريخ : ۱۳۹۲/۴/۲۲ - ساعت : ۲۷ : ۱۲ - گروه : فرهنگي - حوزه : دين و انديشه رمضان 92

نمی از یم رمضان/4- اقامه امر خداوند، حاکمیت یافتن احکام در سطح جامعه است که کمال آن در پرتو حکومت اسلامی میسر است/ اگر شیرینی یاد خدا چشیده شود اوامر الهی در سطح فرد و اجتماع حاکمیت پیدا می‌کند و بروز منکرات کم رنگ خواهد شد واز جامعه رخت برمی‌بندد

عكس متن حجت‌الاسلام محمدامین پورامینی، استاد و پژوهشگر حوزه در مصاحبه با خبرنگار «نسیم»، به شرح دعای چهارمین روز ماه مبارک رمضان پرداخته است که در ادامه تقدیم خوانندگان می شود:


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.
خدایا نیرومندم نما در این روز به پا داشتن دستور وفرمانت، و بچشان در آن شیرینى یادت ، و وادار مرا در آن براى انجام سپاس‌گذاریت، ونگهدار مرا در این روز به نگاه‌داری و پرده‌پوشى ات، اى بیناترین بینایان.

دعای روز چهارم را علاوه بر کفعمی مرحوم سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال ج 1 ص 257 ذکر کرده است. در دعای روز چهارم تکیه بر چند نکته شده است: اول: اقامه امر، دوم: شیرینی یاد خدا، سوم: شکر و سپاس گذاری، و چهارم: درخواست قرار گرفتن در پناه الهی از مفاد این دعا در روز چهارم است.
فراز اول دعا برای اقامه امر خدا است. «اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ»؛ خدایا به من قدرت و نیرو بده امر تو را اقامه کنم. اقامه امر به پا داشتن و حاکمیت اوامر الهی است، این دستورات نباید در کتاب ها محصور بماند واز صحنه تحقق در جامعه کنار بماند، دستورات واوامر الهی باید در صحنه های فردی و اجتماعی بروز پیدا کند. شاید بتوان گفت که در حقیقت اقامه امر خداوند ناظر به حاکمیت یافتن احکام در سطح جامعه باشد که کمال آن در پرتو حکومت اسلامی میسر است.
برخی می پندارند که دینداری یک مسئله شخصی است و هرکس صلاح خویش را می داند و دیگران هیچ وظیفه ای ندارند، اما این برداشت ناقص وانحرافی است، جنبه دیگر دین اجتماعی است.
وظیفه همه، مخصوصا مسئولین آن است که جلوه اجتماعی جامعه اسلامی را حفظ کنند. برخی این تفکر را رواج می دهند که باید تنها با فرهنگ سازی ظاهر جامعه اسلامی را حفظ کنند و در ورای این تفکر می خواهند از پیاده کردن مظاهر اسلامی شانه خالی کنند، اما واقعیت آن است که جامعه ما دستخوش آسیب های جدی است که باید با ظرافت و لطافت و دقت وقدرت درصدد حل آن باشیم.
مانند آنکه در مسئله بدحجابی ویا احیانا بی حجابی نباید صرفا به بیان لزوم کار فرهنگی ویا حتی انجام آن بسنده کرد و نسبت به ظاهر اجتماع شانه خالی کرد. کار فرهنگی به جای خود لازم وصد البته ضروری است، اما حفظ ظاهر جامعه اسلامی وظیفه مسئولان و آحاد جامعه است، که سستی در آن عواقب جبران ناپذیری را بهمراه دارد، واز این روست که امر به معروف ونهی از منکر دارای مراتبی است، یک مرتبه آن مرتبه تذکر لفظی است که وظیفه همگانی است که در فرهنگ سازی بسیار مؤثر است، ویک مرتبه آن برخورد است که وظیفه دستگاه های اجرایی است.
مظاهر گناه چه بسا در جامعه جلوه وکشش دارد که اگر در بروز وظهور اجتماعی آن سستی شود منجر به نا امنی خانوادگی واجتماعی می‌شود ونمی توان از آن به سادگی گذشت. بنابراین در این فراز از دعا از خداوند می‌خواهیم که خدایا به من قدرتی بده که امر تو را به پا دارم.کاری کنم که اوامر تو، خواسته های تو جلوه ونمود پیدا کند و در جامعه پیاده شود.
سوال این است که چرا بعضی از اقامه کردن اوامر الهی در جامعه شانه خالی می کنند و زیر بار نمی‌روند؟ پاسخ اصلی این سوال در فراز بعدی دعا آمده است.
«واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ»؛ خدایا به من شیرینی یادت را بچشان. یک جهت عمده شانه خالی کردن از اوامر الهی بدین علت است که ما مزه بندگی را نچشیده ایم؛ اگر انسان مزه بندگی خدا را بچشد به مسیر انحراف نمی افتد، واگر افتاد به مسیر حق بازخواهد گشت. اگر شیرینی یاد خدا چشیده شود خود به خود اوامر الهی در سطح فرد و اجتماع حاکمیت پیدا می کند و بروز منکرات کم رنگ خواهد شد واز جامعه رخت برمی‌بندد.
چشیدن شیرینی مزه بندگی است که پیشوایان دینی را به انجام عبادتهای طاقت فرسا وا می دارد، رسول اکرم(ص) به قدری به نماز می ایستادند که پاهای ایشان ورم می کرد. برخی این کار اعتراض کردند واز سر دلسوزی گفتند: شما که پیغمبر و فرستاده خدا هستید و از عصمت برخوردارید؛ چرا اینگونه خود را به رنج وزحمت می اندازید؟رسول اکرم (ص) در پاسخ فرمود: « آیا من بنده شکر گزار نباشم؟» (مستدرک الوسائل11/253-12912) پیامبر هموار منتظر رسیدن وقت نماز بود و به بلال می فرمود:« راحتمان کن ای بلال!» (مفتاح الفلاح141). عبادت مایه راحتی رسول اکرم(ص) بود؛کمال لذت پیامبر (ص) در عبادت کردن پروردگار بود.
همچنان که امیرالمومنین (ع) در نماز از خود بی خود می شدند و از حال می رفتند. تا آنجا که تصمیم گرفتند تیر را از پای حضرت در زمان نماز بیرون بکشند تا درد را احساس نکنند. این یعنی اینکه حضرت امیر المومنین(ع) چنان غرق در عبادت است که دردی را احساس نمی‌کند.
در شب عاشورا نیز سیدالشهداء فرصت خواستند و فرمودند: «خدا می‌داند که من نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم» تمام این مصادیق یعنی لذت و حلاوت عبادت که در این فراز از دعا خواندیم: « خدایا شیرینی ذکر و یاد خود را به من بچشان.»
پس از آن می خوانیم: «وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ»؛ أوْزِعْنی به معنای این است که من را ترغیب کن؛ من را وادار کن؛ در دلم بینداز؛ که من ادای شکر تو را بکنم و سپاس تو را به جای بیاورم. این فراز از دعا از خداوند می‌خواهد که انسان در مسیر و جهتی قرار بگیرد که شکر خدا را بکند.
این که انسان در مسیر شکرگزاری خداوند قرار بگیرد و به این موضوع ترغیب و واداشته شود احتیاج به لطف وکرم و عنایت خداوندی دارد، از این رو گفته است بکرمک، یعنی به کرم تو. توفیق ادای شکر، احتیاج به شکر دیگری دارد. در حقیقت این تسلسلی است که پایان ندارد. ودر واقع کسی توان شکر ندارد مگر با عنایت و کرم خداوند. به قول سعدی: از دست و زبان که برآید/ کز عهده شکرش به در آید.
خداوند در سوره ابراهیم آیه 7 می فرماید: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدید»؛ اگر شکر من را انجام دهید نعمتم را بر شما می افزایم و اگر نه منتظر عذاب باشید. همین معنی را مولانا در قالب شعر قرار داده ومی گوید: شکر نعمت نعمتت افزون کند/ کفر نعمت از کفت بیرون کند. در نتیجه فراز سوم این دعا به شکر و سپاس گزاری مرتبط بود.
در فراز بعد می خوانیم: « واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین» در این فراز از خداوند می‌خواهیم که ما را در این روز و در این ماه حفظ کند؛ حفظ کردن دو گونه است یک معنا آن است که خدایا ما را حفظ کن که به گناه نیفتیم، یعنی با ترک گناه ما را حفظ کن که به دام شیطان نیفتیم. در مرحله دوم اینکه اگر در دام شیطان گرفتار شدیم برگردیم و توبه کنیم. این ستر وپوشش خداوندی است که بدی‌های انسان را می پوشاند.
در نتیجه این حفظ دو گونه است؛ یکی آنکه می گوییم: خدایا ما را حفظ کن که به گناه نیفتیم؛ اما اگر به دام شیطان گرفتار شدیم و مرتکب گناه شدیم تو ما را حفظ می‌کنی و پرده دری نمیکنی.
هیچ گناهی را نباید دست کم گرفت، گاه آتش سوزی‌های بزرگ جنگل به واسطه سوختن چند برگ ریز است که سرایت می کند، بنابراین کسی نباید بگوید این گناه کم اهمیت است، و یا اینکه این معصیت شخصی و فردی است.
بله گناه علنی بسیار بزرگتر وعقابش بیشتر است، گناهانی که در ملاء عام واقع می‌شوند امنیت وسلامت جامعه را به هم می زند؛ وانجام وقوع آن معاصی را در جامعه عادی جلوه‌ می دهد، از این رو به قبح وزشتی آن به مراتب بیشتر می شود. فردی که گناهی را علنی انجام می‌دهد ویا خبر انجام گناهی را پخش می‌کند گاهی از اصل گناه قبیح تر و ناپسندیده تر است. گاه فردی روزه خود را در خانه اش می خورد، اما اگر بیاید و علنی روزه خود را بخورد گناهش بیشتر وعقابش افزون تر است. ویا گاهی گناهی در ظرف زمانی خاص ومقدسی انجام می شود، که همین وضع را دارد، از این رو حضرت امیر مؤمنان(ع) به کسی که در ماه رمضان شراب خورده بود افزون بر اجرای حد شراب خوری (80 ضربه شلاق) به وی بیست ویا سی ونه ضربه اضافی زده شد، (اقبال الاعمال260- وسائل الشیعه28/231- 34632) چون وی حرمت ماه مبارک رمضان را نگاه نداشته بود.
به هر ترتیب افرادی هستند که بهر علتی گاهی می‌دانند شخصی گناهی را انجام داده است؛ آن ها نباید دانسته خویش را در بوق کنند و در سطح اجتماع پخش کنند. اصل قضیه حتی اگر صحیح باشد پرده‌دری و بردن آبروی اشخاص با اخلاق اسلامی نمی‌سازد، در گناه هم بحث حفظ نفس است و هم بحث پرده‌دری نکردن و آبروی کسی را نبردن است. بلی اگر انجام یک گناه با اقرار وبینه ثابت شد حاکم وظیفه ای جز اجرای حکم شرعی ندارد.
در آخر می گوییم: «یـا أبْصَرَ النّاظرین.» ای بیناترین بینایان! خداوندی که نسبت به همه بینندگان بیناتر است همو ستار العیوب است و می پوشاند و این درسی است که ما باید فرا بگیریم.

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=564900

آدرس اینترنتی