اعتراف پاپ فرانسیس به پایان مسیحیت
243 بازدید
تاریخ ارائه : 1/8/2014 7:54:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

اظهارات اخير پاپ دربردارنده پيام ونكات مهمي است، گويا او در مقام تصحيح گذشته هاست ولي هدف او نجات كليسا ومسيحيت است، امروز كليسا چاره اي ندارد جز آنكه خود را در پس پرده عشق ومحبت قرار دهد تا وضعيت از هم گسيخته خود را حفظ وبازسازي كند. از اين رو مي گويد: ( کلیسا در گذشته در مورد برخی از مسایل اخلاقی به شکل نادرستی برخورد می کرد، اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام گروه های مختلف از جمله همجنسگرایان، لیبرالیست ها، محافظه کاران، کمونیست ها، افراد طرفدار سقط جنین و افرادی با میل جنسی مختلف، گشوده و از آنان میخواهد به آن بپیوندند؛ زیرا همگی خداوند را دوست داریم و همگی یک خدای واحد را می پرستیم).

در واقع بايد گفت آنچه از زبان پاپ شنيده شد اعتراف به ناتواني پاسخ گويي كليسا است، تا آنجا كه مجبور شده است براي حفظ موقعيت متزلزل خويش بر باور همه اديان آسماني نسبت به مجازات آخرت ووجود جهنم ترديد نمايد وبه نحوي راه ارتداد را گيرد، او گفته است: (کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست؛ زیرا این مساله با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا داستانی بیش نیستند.. ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی از عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این مساله، عشق الهی را زیر سوال خواهد برد، همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.. خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد! علاوه بر داستان آدم و حواء تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه ای از روح تنها است).

بي ترديد كتاب به اصطلاح مقدس ايشان دربردارنده دروغها، نسبتهاي ناروا به پيامبران الهي است، ونمي توان آن را كتاب مقدس وآسماني انگاشت، وبدون شك مسيحيت امروز جوابگوي نياز بشر نيست، چون چيزي براي عرضه ندارد، ولي اين مشكل كليسا وكشيشان است، واين دليل نمي شود كه پاپ اين سخن نسنجيده را پيرامون دين بر زبان جاري سازد: (وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت را دارد، به طوری که حتی بی دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛وجود الله را به رسمیت بشناسند و بعد از آن روح خود را خالص گرداند). اين دو گزاره چه ربطي به هم دارند؟ دين واقعي – نه دين تحريف شده وبشرساخته- ثابت وتغيير ناپذير است، وبه هيچ وجه مانع رشد بشر در بعد تمدني آن نيست، بلكه خود تمدن ساز وعامل پيشرفت است، و خداخواهي نيز امري فطري ودر نهاد آدمي است، وچنانچه دل غبارزدايي شود همه را به سوي الله فرا مي خواند، واين جذبه وعشق الهي است كه كارها كند.

پاپ فرانسیس پيرامون انجيل مي گويد: (با وجود آن که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلمات و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش ها مورد بازبینی قرار گیرند)،اين فراز سخن او بسيار مهم است، اوبخوبي مي داند وتصريح مي كند كه كتاب مقدس ايشان دستخوش تغيير شده است، از اين رو نياز به بازنگري دارد.

اما در مقابل دين اسلام را داريم كه در قالب اصيل آن كه همان تشيع است دربردارنده معارف ژرفي است كه همه ابعاد زندگي بشري را شامل مي گردد، كتاب آسماني آن -قرآن- دست نخورده وسالم در دست ماست، كلمات نوراني رسول خدا وامير مؤمنان وامامان معصوم (ع) دل را روشن وزندگي را سعادتمند مي سازد، آيا اين كافي نيست؟