بایگانی علم مثل استتار در موزه است!
58 بازدید
تاریخ ارائه : 4/13/2013 6:50:00 AM
موضوع: سایر

بایگانی علم مثل استتار در موزه است!

استاد حوزه علمیه قم گفت: در تولید علم با استفاده از ظرفیت های موجود و بومی سازی آن، نتیجه را باید در زندگی روزمره مردم و واقعیات های آن یافت تا مانع از بین رفتن انگیزه ها و هدر دادن منابع انسانی و مالی شود.

خبرگزاری شبستان: مقوله تولید علم و بومی سازی علوم که تاکیدات مقام معظم رهبری است در سال های اخیر از مهمترین مباحث مطرح در محافل علمی کشور است. از این رو در گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین محمدامین پورامینی استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم دربار راهکارهای این مهم و موانع موجود بر سر آن به گفتگو پرداختیم که بخش دوم و پایانی آن در ذیل می آید:

تولید علم چه حوزه هایی را دربر می گیرد؟
محدوده تولید علم منحصر به یک بحث خاص و محدوده خاص نمی‌شود، هم در علوم تجربی که قهراً که اینجا خیلی هم نمود دارد (و برخی موارد آن را بیان کردیم)، بحث تولید علم مطرح است، و هم در رابطه با علوم انسانی. در رابطه با علوم انسانی این مطلب خیلی مهمی است و چون در واقع سرنوشت ملت ها بستگی پیدا کرده است به سیر تحول در علوم انسانی. مخصوصاً در حوزه آموزش و پرورش دیدگاه ها در سطح جهانی مختلف است، آن دیدی که ما به عنوان یک مسلمان نسبت به اصل تعلیم و آموزش و نسبت به اصل پرورش و تربیت، و نسبت به جایگاه انسان داریم و او را مسئول می‌دانیم و آن رابطه‌ای که بین انسان و خالقش قائل هستیم، این نگرش دید دیگری به انسان می دهد و او را به یک جهان‌بینی دیگر می رساند، در مقابل آن دید کسانی است که حوزه دین را در محدوده باورهای شخصی دانسته و مخالف تأثیرگذاری آن در حوزه های اجتماعی، سیاسی واقتصادی است، اینجا در واقع تفاوت نگرش به باورها وبنیان هاست، و بازتاب های آن را به روشنی در سطح عمومی جهانی می یابیم، و ریشه آن را باید در حوزه علوم انسانی در پایه‌های فکری و بنیادهای فکری این دو طرز نگرش یافت، اینجاست که اگر جهان‌بینی مبتنی بر اندیشه اسلامی باشد و فنداسیونش این باور باشد دید حاصل یک دید دیگر می‌شود. سیر تحول در علوم انسانی تنها در امور جزئی و روبنایی نمی تواند باشد، بلکه در بنیان ها و بنیادهای فکری است.
برای علوم انسانی در سطح دنیا 2 زیربنا مطرح است. یکی با زیربنا و نگاه مادی و غربی و یکی با زیربنای اسلامی. دید و نگرشی که امروزه بیشتر در دنیا مطرح است، دیدی است که نسبت به علوم انسانی مطرح است با مبانی غربی است و این آثارش در همه جای دنیا هست و حتی امروزه در دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد. همانگونه که اکنون بحث علوم انسانی در واقع حالت ایستایی پیدا نکرده و آن سیر خودش را دارد و آثار و بازتاب خود را دارد نسبت به خودمان هم ما باید این دید را داشته باشیم و در تمام این مسائل حرف برای گفتن داشته باشیم و تولید علم کنیم.
در جهان بینی مادی نگرش ماتریالیستی است. در آن نگاه تکیه بر اومانیسم و سکولاریسم است و در واقع نتیجه این دید و نگرش، همین جریان‌های لیبرالیستی و پلورالیستی است که در دو حوزه اندیشه و حاکمیت تأثیرگذار است، و متاسفانه امروز علوم انسانی متأثر از این فضا است.
اینجا آن مبانی معرفتی حوزه شناخت است که نتیجه خود را در واقعیت زندگی روشن می‌کند، و انسان‌شناسی، معرفت ارزش ها و ضدارزش ها، باورها ناشی از آن بنیان های فکری است که به انسان دید خاص می بخشد. اینجا است که پیروان مکاتب الهی و ادیان سماوی و بویژه مسلمانان نگاهی متفاوت از نگاه ملحدان و بی دینان و مادی گرایان دارند، اگر با دید اسلامی به این مطالب نگریسته شود نتیجه دیگری دیده می‌شود و اگر با دید ظاهربین مادی نگریسته شود، نگرش و نگاه فرق خواهد کرد و این مسائل از قدیم بوده است، درگیری عمده پیامبران الهی(ع) با مخالفانشان در این راستا بوده است، در زمان ائمه معصومین (ع) نیز بحث و نزاع بین دهریین (مادی گرایان) و علمای اسلامی بوده است، گاهی از (دهریین) تعبیر به طبیعیین می‌شود که همان مادی‌گراها می باشند، خب آن وقت هم بودند و الان با افکار دیگری ادامه همان سیرشان هست و در قالب فلسفه ها و آیین ها و جریان های انحرافی و مکاتب الحادی مطرح است. اما انسان مسلمان و معتقد توجه به این دارد که من مخلوقم و خدا مرا آفریده است، و برای این پرسشها پاسخ دارد: برای چه آمدم؟ چه کاری باید انجام دهم؟ دنیا و آخرت چیست؟ وحی چیست؟ پیامبر کیست؟‌برای تمام اینها جواب دارد، این دید با آن دید مادی خیلی فرق می‌کند که سر از پوچیگری در می آورد. ما مطالب خام را در دسترس داریم ولی برای همه زوایای آن متناسب با هر دوره و زمان و مطابق با شرایط مکانی با کاری مجدد و غوری بایسته و عرضه ای شایسته گام برداشته تا با تولید علم مبتنی بر آن پایه های مقدس بشر سرخورده از نگاه مادی را از ورطه هلاکت و نابودی نجات داد.
و حتی در حوزه فقه که کار اصلی حوزویان است موضوعات جدید و نوپدید فراوانی است که کاری جدی و اجتهادی لازم دارد، و با توجه به مبانی و حفظ پایه های اجتهاد سنتی جواهری می توان به نیازهای روز پاسخ داد، و در اصول فقه و فلسفه و دیگر رشته ها نیز راه برای اجتهاد و عرضه اندیشه نو باز است، و این سر بالندگی حوزه های علمیه است که امیدواریم آفت مدرک گرایی آن را نخشکاند!

آثار تولید علم در حوزه علوم انسانی اسلامی و بومی و حوزه علوم تجربی در چه مواردی خود را نشان می دهد ؟
در حوزه علوم انسانی آثار تولید علم را در فرهنگ ها، باورها، عملکردها می توان یافت و در برخوردهای اجتماعی و تعامل سیاسی و اقتصادی خود را نشان می دهد، این در رابطه با علوم انسانی، و تأثیری که تولید علم در علوم تجربی بر جوامع بشری می‌تواند داشته باشد بسیار روشن است و نتایجی که در پی دارد و پیشرفت‌هایی که بر آن مترتب می‌شود در مجموع به بهره گیری بهتر و برخورداری بیشتر بشر از امکانات، و بهینه سازی مصرف وگسترش رفاه مردم می تواند بینجامد.

موانع تولید علم را بیان کنید.
اینجا چند تا مسئله است باید به آنها دقت کنیم تا موانع تولید علم را دریابیم؛ در حوزه تولید علم و مخصوصاً در حوزه علوم تجربی تکیه بر ظرفیت‌های موجود باید بشود و اینطور نباشد که فقط آرمانگرا باشیم. هر ملت و کشوری با توجه به ظرفیت‌های خاصی که دارد در عرصه تولید علم باید گام بردارد، واقعیت‌های زندگی را درک کند و نتیجه کار هم طوری شود که تنها به ثبت اختراع بسنده نشود و در فلان دفتر ثبت شود که فلان اختراع را فلان کشور انجام داد و سپس به بایگانی‌ سپرده شود! و در کتابی ثبت گردد و مثل این می‌ماند که آثاری را در یک موزه می‌گذارید، نه! بلکه باید تبدیل شود به یک امر تأثیرگذار در واقعیت زندگی، و به هر ترتیب گرچه ثبت یک اختراع یک آبرویی است برای نظام و کشور ما و برای شخص مخترع و مبتکر، ولی نگاه کاربردی داشتن به محصولات علمی است که نتیجه کار را به واقعیت زندگی می برد، و این خیلی مهم است، که این محصول علمی نتیجه و کاربردش در سطح جامعه چیست؟ نتیجه‌اش باید گسترش آسایش و رفاه و امنیت مردم باشد، خلاصه جنبه کاربردی‌اش باید لحاظ شود، و نگاه و تأثیر اقتصادی آن نیز قابل توجه است، تولید خوب باعث جلوگیری از هدر رفتن منابع مالی است، و اینطور نیست که اگر یک منبع مالی را برای یک اختراعی خرج کنند آن را هدر داده اند، نخیر، درست است که در ابتدا ممکن است مال هنگفتی خرج گردد، ولی اگر نگاه کاربردی داشته باشیم نتیجه‌اش این است که از هدر رفتن منابع مالی جلوگیری می‌کند، علاوه بر آن اینکه در نظر داشتن عنصر انسانی و منابع انسانی هم شرطی مهم در رشد و تولید علمی است. خلاصه آنکه در تولید علم با استفاده از ظرفیت های موجود و بومی سازی آن، نتیجه آن را باید در زندگی روزمره مردم واقعیت های زندگی ایشان یافت تا منجر به از بین رفتن انگیزه ها و هدر دادن منابع انسانی و مالی نگردد.

در این راه باید چه مسائلی را درنظر گرفت؟
در حوزه علوم انسانی و یا تجربی، گاهی موانع تولید علم عوامل درونی است و گاهی بیرونی است. اگر ملتی مبتلا به خودکم‌بینی شود، احساس حقارت کرده و به بیماری کم انگاشتن داشته‌ها مبتلا می‌شود، بی‌اطلاعی از هویت تاریخی خود آفتی است، اینها باعث می‌شود ملت‌ها وکشورهای عقب مانده و یا عقب نگاه داشته شده! نسبت به کشورهایی که گام هایی در مسیر پیشرفت برداشتند احساس کمبود کنند، اینها موانع رشد و ترقی است، با کمک جستن از خدا و برخورداری از خودباوری می توان گام های استوار را در مسیر رشد و پیشرفت برداشت، خواندن تاریخ گذشته خود و دیگران نیز الهام بخش است، یادمان نرود که زمانی که اروپا در جهالت بسر می‌برد دانشمندان اسلامی یکه تاز صحنه تولید علم بودند، و این تکرار شدنی است، دست کم با شرایط برابر امکان تعامل وجود دارد، و دست آورد آن برای همه بشر با همه نگاه ها و باورها است، متأسفانه عوامل مختلف و خیانت‌هایی که در طول تاریخ از سوی حاکمان سست عنصر و وابسته شد وضعیت را اینگونه رقم زد که عده‌ای احساس خودکم‌بینی و حقارت کنند، باید داشته‌ها را کم ندید، و ملت‌هایی که گام‌هایی را برداشتند مورد توجه قرار داد، و این قدم ها باید ادامه پیدا کند، البته شرایط زمانی و مکانی را باید در نظر داشت و کپی سازی کارگر نیست، ولی از تجربه ها باید استفاده کرد، برای نمونه چین در اواخر دهه 1970 میلادی چهار عنصر علوم و فنون، صنعت، کشاورزی ودفاع را از مهمترین هدف های توسعه خود در نظر گرفت و کلید این توسعه را در آموزش قرار داد، و بر اساس آن برنامه ریزی نمود وبه اهداف خود رسید که امروز بازارهای جهانی را به تسخیر خود در آورده است.

وظیفه مسئولان در این باره چیست؟
اینجا وظیفه مسئولین است که توجه بیشتر به عنصر انسانی و منابع انسانی داشته باشند که اگر به آن توجه نکنند خود همین باعث هدر دادن منابع می‌شود. لازم است عنصر انسانی جایگاه خودش را پیدا کند و بهای لازم به آن داده شود. نشاط علمی شرط بایسته آغاز و استمرار کار است، کار بزرگ با یک جرقه کوچک آغاز می‌شود تا به سرانجام برسد، مسئولان باید برای این مهم ابتدا بسترسازی و سپس حمایت کنند، و آن را به مرحله بهره وری رسانند.
پایان پیام/

انتهاي خبر
لينک مطلب: http://www.shabestan.ir/ NSite/FullStory/?Id=242568
چاپ خبر